تبليغاتX
زندان دخـت - تاخیـــر
ضد خشونت

سلام دوستان ، تاخیرم رو حمل بر بدقولی نکنید ، سام مریض و در بیمارستان بستری بـود و از کرامات دولت مهرورز آقای احمدی نژاد یک میلیون و هفتصد هزار تومان خرج بیمارستانش شد ، الهی شکر که به خیر گذشت .

مادر بزرگم تو این مدت خیلی کمک به حال من بود ، الهی خدا حفظش کنه من اگه اورا نداشتم چکار میکردم ؟

تمام این مدت فکر میکردم کسانی که وضع مالی خوبی ندارند با چنین مشکلات و بیماریهایی چگونه برخورد میکنند

این اوضاع خراب و این تورم و وضع اقتصادی تا کی ادامه خواهد داشت ، جریان تحریـم به کجا می انجامه ؟ تکلیف بیماران ، از هر نوع و دسته ای چی میشه ؟

جان انسانها تنها چیزی است که در این مملکت هیچ ارزشی نداره

این حق ما نبود ، وقتی به سالگرد انقلاب نزدیک میشویم و بقول معروف در دهه فجر قرار میگیریم ، فکر میکنم چطور شد که به چنین سرنوشتی گرفتار آمدیـم ؟

مگر ملت ما برای استقلال و آزادی و آسایش انقلاب نکرد ، پس چطور به هیچکدام از اهدافش نرسید ؟ و هیچ واکنشی هم در مقابل اینهمه ظلم و تعدی و اجحاف نشان نمیدهـــد ؟

سخنرانی امام در بهشت زهرا ، قول هایی که به مردم دادند و همه را فراموش کردند ، وضع بــد معیشتی مردم ، نبود آزادی و امنیت،برخوردهای خشونت آمیز دهه های اخیر ، دیگر به انتظار چه نشسته ایم مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست ؟  .... چــرا سکوت کرده ایـــم ؟

خویشـی میگفت ملت ایران را باید گرسنه نگاه داشت تا دغدغه شان فقط سیر کردن شکم باشد .

وضع خانه مان خیلی بهم ریخته است باید سخت بچسبـم به رتق و فتق امور خانه تا دوباره به شکل عادی برگرده ...

در بیمارستان که بالای سر سـام بودم دختر عمه ام کتاب " معمـای هـویدا " را برایم آورد ، دختر عمویم کتابی بنام " اگه همصدام بودی " را به من داد که رمان قشنگ و تاثر برانگیزی بود و مادر بزرگم کتاب " خانــوم " مسعود بهنود را بعنوان کادو به من داد ، که با خواندن آنها توانستم لحظه های سخت و طولانی بیمارستان را  سپری کنم .

 از همه شان متشکرم

 

+ نوشته شده در  85/11/16ساعت   توسط دخی | 
 
دریغ است ایران که ویران شود