تبليغاتX
زندان دخـت
ضد خشونت

شب یلـدا جشن بزرگ ایرانیان است  ، در این شب بلند از سال  برگزاری مهمانیهای خانوادگی و بیدار نشستن و نظاره کردن طلوع خورشید ، یک آیین فولکلوریک بشمار میآید .

شیرینی و حلاوت این شب زمانی بیشتر میشود که بزرگان خانواده به مانند خورشید گرمابخش در محافل حضور داشته باشند ، خوراکی هائی که در این شب خورده میشود هندوانه ، انـار و سنجد بخاطر رنگ سرخ و آتشینشان و آجیل و باسلوق برای اینکه جمع بتوانند بیشتر بیدار نشسته و شب را به روز پیوند دهند .

                                   ______________________________

 

هيچ مي دانستي

چه غم جانكاهي ست

نوز بر نامده از چاله فتاندن در چاه

نوز نگشوده ز افسانه و افسون گرهي

با دو صد بند گران بسته ي تزوير شوي ؟

 

                                     امیدوارم شب یلدای خوشی در انتظارتان باشد

 

+ نوشته شده در  85/09/30ساعت   توسط دخی | 

سلام دوستان

وای که چقدر خسته ام ، بچه ها دوتاشون سرماخوردگی شدید داشتن ، طفلکـی مامانی ( مادر بزرگم ) اومد اینجا و پیش اونها بود که من می رفتم سرکار

الان بهترن ولی خودم دیگه هیچ رمقی ندارم ، این یک هفته مثل فرفره می چرخیدم و کار میکردم

هـوا خیلی سرد شده ، شاید خودم هم عنقریب سرما بخورم چون سردرد بدی دارم سرماخوردگی من همیشه با سردرد شروع میشه ، خدا میدونه چه روزهای بدی رو پشت سرگذاشتم یک پام دکتر بود یک پام تزریقات ، یک دستم به غذا درست کردن بود و یک دستم به کارهای خانه و خرید بیرون ... سرکار هم که میرفتم ...

انتخابات هم که پایان گرفت و بسیاری از مردم با شرکت خودشان تودهنی محکمی به بیدادگران و خشونت طلبان زدنند

نمیدونم چـرا ولی احساس میکنم روزهای آینده نوید بخش روزهای خوشی برای تاریخ ایران زمیــن خواهد بود

مجبورم نوشته ام را به پایان برسونم و برم چون شب مهمان دارم ، سالاد الویه درست کردم باید مرغ ها رو سرخ کنم و میوه و شیرینی بچینم ، به ماندانا دیکته بگم و ریاضی کار کنم .   

+ نوشته شده در  85/09/28ساعت   توسط دخی | 

بر خلاف آنچه تصور میشود گروههای ائتلاف و مخالفین سیاست های رژیم هنوز به اجماع نرسیده اند و این یعنی پیروزی انحصار طلبان ، نمیدانم چرا اینروزها حرفهایم رنگ و بوی انتخاباتی گرفته است ، من که از سیاست بیزار بودم به لطف انتخابات شده ام سیاستمدار حرفه ای

در برهوت اختلافاتی که امروز بر گروهها و احزاب منتقد رژیم حاکم شده ، تاریخ تکرار میشود و از نـو افرادی که هیچ همخوانی با تفکر اکثریت جامعه ندارند بر اریکه قدرت خواهند نشست و آنروز دیگـر تاسف خوردن کارساز نیست .

 بسیاری از مردم قصد دارند انتخابات خبرگان را تحریم و در انتخابات شوراها شرکت کنند ، این نیز پاتکی است بیفایده   چرا که  حتی از بین خبرگان تائید صلاحیت شده نیز میتوان افرادی رفورمیست را انتخاب نمود کافی است به سوابق آنان نظری دقیق داشته باشید ، اگر به خبرگان رای ندهید شاید از برگه های انتخاباتی شما استفاده های سوء بشود ، چون رژیم قطعا این ننگ که مشارکت درانتخابات خبرگان کمتر از شـوراها بوده را بر نمیتابد .

البته اینها همه احتمال است

اما ملت با فرهنگ ما که دم از تمدنی به قدمت بیش از دوهزار و پانصد سال میزند نباید در چنین موقعیت حساسی میدان را برای رقیب خالی بگذارد ، چرا که تاریخ و نسل آینده ما را هرگز نخواهند بخشیـد ، در پروسه دلسردی از شعارهای محقق نشده دولت اصلاحات ، از افراد میشود دلگیـر بود اما با سرنوشت ایران و ایرانی که نمیشود بازی کرد .

 

+ نوشته شده در  85/09/19ساعت   توسط دخی | 

گفتم ز سرنوشت بیندیش و آسـمان

گفتی غمین مباش که آن کور و این کـر است

دیدی که آسمان کر و سرنوشت کـور

صدها هزار مرتبه از ما قوی ترسـت

دراصل 56 قانون اساسی اینگونه بیان شده است که " حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او ، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است . هیچ کس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فــردی و گروهی قرار دهد "

حالا اینکه چطور اینروزها بر خلاف قانون عمل می کنند و خود را نماینده خدا بر روی زمین میدانند دلیلش شرکی هست که بخاطر قدرت بر وجودشان مستولی گشته ، جامعه ایران طی حدود یکصد سالی که از مشروطیت میگذرد ، دوران پر نشیب و فرازی را پشت سر گذاشته است که طی این دوران آرمانهای آزادیخواهی و استقلال طلبی و عدالتخواهی ، جویندگان زیادی در میان اقشار مردم بویژه قشر تحصیلکرده و متوسط جامعه داشته است که در برهه هایی به رهبری بزرگانی چون مرحوم مصدق به واقعیت نزدیک شد اما عمر کوتاهی داشت و مجدداٌ استبداد خود را بر مردم تحمیل کرد . ویا در انقلاب سال 57 که به پیروزی رسید ولی ثمرش به دست صاحبانش که همانا مردم انقلابی بودند ، نرسید و باز عده ای دیگر میوه چین باغ شدند و خود را بر مردم تحمیل کردند و هنوز دست صاحبان این مرز و بوم از داشتن اختیار اداره ملک و سرزمین خود ، کوتاه است .

اما امروز باید خود تصمیم گیرنده سرنوشت کشور باشیم ، آنهائی را که قصد در تحریم انتخابات دارند ، کاملا درک میکنم چرا که خواسته هایشان با شرکت در انتخابات قبلی محقق نشده ، شاید هم حق داشته باشند ، اما باید امیدوار بود با انتخاب درست شاید بتوان قدرت را از دست قدرتمداران زورگــو گرفت .

کاندیداهائی که توانسته اند با گذشتن از فیلتر شورای نگهبان خود را به این دور برسانند اگر در شمارش آرا تقلبی صورت نگیرد ، حتما می توانند برای جبهه ی مخالفان سیاست تک صدائی امیدوارکننده باشند .

شاید هم تمام این افکار اوهام و خیالات باشد ، و از هم اکنون اسامی معلوم باشند ، اما چیزی که مسلم است رای ندادن هیچ گرهی از مشکلات را باز نمی کند ، نهایتا که بگویند تمام رای دهندگان موافق نظام بوده اند ، به دنیا می توانند چنین القا کنند به مردم ایران که با فشارهای مختلف و با فقر و گرسنگی و فحشا و بیکاری و اعتیاد و تورم دست به گریبانند که نمی توانند بگویند کشور ما مدینه فاضله بوده و هست .  

 



 

 

+ نوشته شده در  85/09/16ساعت   توسط دخی | 

دوباره تنور انتخابات گرم شده وشهر پر از پلاکارد و پوسترهای تبلیغاتی گشته

بحث شرکت در انتخابات یا تحریم آن سرفصل صحبت های اینروزهاست  ، من که در این انتخابات شرکت می کنم ، چون با دست روی دست گذاشتن ، با تحریـم و با قهـر هیچ مشکلی از مشکلات کشور حل نخواهد شد

شایـد اگر در انتخابات شوراها شرکت کنیم و اجازه ندهیم اقتدارگرایان کرسی های شوراها را هم در اختیار بگیرند بتوان به انتخابات مجلس آینده و انتخابات ریاست جمهوری هم امیدوار بود ، اما اگر رای ندهیم کاندیداهای از پیش تعیین شده بر صندلی شورا تکیه میزنند و آش همان آش است و کاسه همان کاسه -  -  -  -

 باید رای داد ، آنهم نه به شخص که به برنامه هایش و به شجاعتی که در رسیدن به اهداف عالیه اش سراغ داریم

باید مبارزه را از هرجا که می توانیم شروع کنیم ، شرکت در همه پرسی نیز خود نوعی مبارزه است  

 

+ نوشته شده در  85/09/13ساعت   توسط دخی | 

 

                                حدیـث زادن و خون خوردن و گذر کردن

                                بدین صفت که ببینیـم برقرار کـه کـرد ؟

 

 

روزها درگذرند و خشونت ، دشمنی ، عنـاد و تفرقه هر روز بیش از روز پیش خودنمائی می کند .

سقوط هواپیمای آنتونف و کشته شدن هموطنانمان ، بار دیگر باعث تاسف و اندوه گردید ، تا کی باید شاهد چنین اتفاقات ناراحت کننده ای باشیـم ؟

چرا در کشوری که داعیه اسلام دارد باید اینچنین دشمنی و کینه وجود داشته باشد که عده ای از کشته شدن پاسداران خوشحال باشند ، مگر پاسدار انسان نیست و مگر هواپیما نباید امنیت داشته باشد ؟

پناه برخدا ، اگر ایمان محکمی داشتم که ندارم ، میگفتم دورۀ آخر الزمان است .

ایــران در باب خشونت به مرز انفجار رسیده است ، هر روز اخبار و حوادث کشت و کشتار و نزاع و درگیری ، حتی برادر به برادر رحم نمیکند ، وقتی دختری بوسیلۀ پدر خود مورد آزار جنسی قرار میگیرد ، دیگر این کشور جای زندگیست ؟ از یک طرف فشارهای معیشتی بر این مردم و از طرف دیگر اخبار و رخدادهای آزار دهنده از خشونت زندگی را به کام ملت ایــران زهـر کرده است .

برخی از مردم خوشحالند که بالاخره این فشارهائی که بر جامعه حکمفرماست رژیم را ساقط میکند

اما به چه قیمتی ؟

ملت ما داره از درون ذوب میشود ، باید چاره ای بر این اندیشیـد

سیاست کثیف ، اقتدار گرائی  ، تفرقه افکنی فقط به ضرر این مردم تمام میشود و اسلام را که دین اکثریت جامعه است و سرکردگان رژیم نام آنرا بدنبال جمهوری یدک میکشند ، عامل خشونت های کـور اینچنینی معرفی میکند .

اگر دلسوز ملت ایران هستید چاره ای بیندیشید

اگر ادعای مسلمانی داریـد فکری بکنید

و اگر نـــه

این کشور را رهــا کنید و تاوان بازیهای زشت سیاسی را از زن و مرد و جوان و پیر و کودک این ملت نگیرید .

+ نوشته شده در  85/09/09ساعت   توسط دخی | 
 
دریغ است ایران که ویران شود